
+ نوشته شده در ساعت توسط حنانه
|
اميد بيداري
اي نشانه ي پاكي
اي اميد بيداري
اي معلم خوبم
اي محبت جاري
****
من اسير شب بودم
توچراغ راه من
مثل ماه تابيدي
در شب سياه من
****
از تو ديدگان من
چون ستاره روشن شد
نكته هاي شيرينت
شمع روشن من شد
*****
راه زندگاني را
تو به من نشان دادي
شور و عشق و ايمان را
در دلم تو بنهادي
*****
خانه ي دل من شد
جايگاه مهر تو
من هميشه مي مانم
در پناه مهر تو
*****
علي اصغر نصرتي
ديدم كه در آن دور دست ها
هنوز هم نور بر دشتي مي تابيد
اما من اين جا
زير آبي هاي تنها
تابش تاريك خورشيد
خفته در دريا

زير اين خاك سياه
باز هم تا ابد .....
كنج اين روز غريب
در تب و تاب دلم
همواره كسي هست كه گويد
دفنت كردم
زير اين نگاه سرد
زير آن درخت بلوط